خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی، با استفاده از تصاویر زیبا و استعارههای غنی، به توصیف عشق و شیفتگی شاعر به معشوق میپردازد. شاعر از زلف معشوق، باد صبا، یوسف دل و چاه زنخدان به عنوان نمادهایی برای بیان احساسات خود استفاده میکند. او از دیوانگی دل خود و افتادن در راه عشق سخن میگوید و در نهایت، خود را مست و بیخبر در کوی مغان مییابد.
این شعر حاوی مفاهیم عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه دارد تا به درستی درک شوند.
شماره ۱۶ - بر زلف تو تا باد صبا را گذر افتاد
بر زلف تو تا باد صبا را گذر افتاد
بس نافۀ چین بر سر هر رهگذر افتاد ۱
بس یوسف دل دید در آن چاه زنخدان
دیوانه دلم بر سَر آنان به سر افتاد ۲
ما را ز سر زلف تو این شیوه خوش آمد
کاشفته چو ما بر سر و پای تو در افتاد ۳
یک حلقه از آن زلف گره گیر گشودند
صد عُقده به کار من بی پا و سر افتاد ۴
دیگر خبر مردم هشیار نپرسد
آن مست که در کوی مغان بی خبر افتاد ۵
تا زلف تو در دست نسیم سحر افتاد
کار من سودا زده زیر و زبر افتاد ۶
بس نافۀ چین بر سر هر رهگذر افتاد ۱
بس یوسف دل دید در آن چاه زنخدان
دیوانه دلم بر سَر آنان به سر افتاد ۲
ما را ز سر زلف تو این شیوه خوش آمد
کاشفته چو ما بر سر و پای تو در افتاد ۳
یک حلقه از آن زلف گره گیر گشودند
صد عُقده به کار من بی پا و سر افتاد ۴
دیگر خبر مردم هشیار نپرسد
آن مست که در کوی مغان بی خبر افتاد ۵
تا زلف تو در دست نسیم سحر افتاد
کار من سودا زده زیر و زبر افتاد ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۵ - هرکه خو با دلبر ترسا گرفت
گوهر بعدی:شماره ۱۷ - صبا از زلف مُشکین عُقده وا کرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.