خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از درد عشق و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید. شاعر از آتش دل، سیلاب اشک، بیتابی و بیصبری در عشق میگوید و از ساقی بیمروت که عقل و هوش را ربوده، شکایت میکند. همچنین اشارهای به مستی و میخواری دارد که گویی پوششی برای عیوب است.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است و همچنین اشارهای به میخواری دارد که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال نامناسب باشد.
شماره ۱۳ - از آتش دل آهم تا روی پوش برداشت
از آتش دل آهم تا روی پوش برداشت
سیلاب اشک چشمم چون دیگ جوش برداشت ۱
عیبش نمی توان کرد چون دردمند عشقی
از صبر عاجز آمد از دل خروش برداشت ۲
باری که پشت گردون از هیبتش دوتا شد
آن را به دوش مستی بی تاب و توش برداشت ۳
افغان ز چشم ساقی کان ترک بی مروت
هم رخت عقل دزدید هم نقد هوش برداشت ۴
روپوش عیب ما بود پشمینه ای و او را
در رهن ساغری مِی دی مِی فروش برداشت ۵
سیلاب اشک چشمم چون دیگ جوش برداشت ۱
عیبش نمی توان کرد چون دردمند عشقی
از صبر عاجز آمد از دل خروش برداشت ۲
باری که پشت گردون از هیبتش دوتا شد
آن را به دوش مستی بی تاب و توش برداشت ۳
افغان ز چشم ساقی کان ترک بی مروت
هم رخت عقل دزدید هم نقد هوش برداشت ۴
روپوش عیب ما بود پشمینه ای و او را
در رهن ساغری مِی دی مِی فروش برداشت ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲ - بغیر از باده داروی طرب چیست
گوهر بعدی:شماره ۱۴ - مطرب دلم ز پرده به در میرود بگو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.