خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی است که به زیباییهای پنهان و ذات بیعیب الهی اشاره دارد. شاعر از ناتوانی انسان در درک حقیقت به دلیل وهم و خودبینی سخن میگوید و آرزو میکند که پردههای غیب کنار رود تا زیبایی ذات الهی آشکار شود.
مفاهیم عمیق عرفانی و استفاده از اصطلاحات پیچیدهی ادبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، درک کامل این شعر نیاز به آشنایی با ادبیات عرفانی و فلسفی دارد.
شماره ۷ - ای نهان ساخته رخ در تُتُق پردۀ غیب
ای نهان ساخته رخ در تُتُق پردۀ غیب
پرده حیف است برآن چهره که عاریست ز عیب ۱
ما ز خود بینی خود مانده به وَهمیم و گمان
ور نه با جلوۀ ذات تو چه جای شک و ریب ۲
ساقی ار بادۀ گلگون کند ایگونه به جام
به می آلوده شود خرقۀ پرهیز صهیب ۳
گرچه دانم که بسوزد همه ذرات جهان
کاش مُنشق شدی از رنگ رخت پردۀ غیب ۴
پرده حیف است برآن چهره که عاریست ز عیب ۱
ما ز خود بینی خود مانده به وَهمیم و گمان
ور نه با جلوۀ ذات تو چه جای شک و ریب ۲
ساقی ار بادۀ گلگون کند ایگونه به جام
به می آلوده شود خرقۀ پرهیز صهیب ۳
گرچه دانم که بسوزد همه ذرات جهان
کاش مُنشق شدی از رنگ رخت پردۀ غیب ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶ - گر خورم گرداب سان دریای آب
گوهر بعدی:شماره ۸ - خروشی دوش از میخانه برخاست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.