خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این غزل از عشق و مستی سخن میگوید و از ساقی میخواهد که پیمانه را لبریز کند یا راه میخانه را به او نشان دهد. او از عشق به معشوق و سوختن در آتش شوق میگوید و اشاره میکند که بوی شراب چنان او را مست کرده که راه میخانه را گم کرده است. همچنین، شاعر از جور و بیوفایی آشنایان شکایت دارد که به دنبال دل بیگانه هستند.
متن شامل مضامین عاشقانه و اشاره به مستی و شراب است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال مناسب نباشد. همچنین، درک عمیق این غزل نیاز به آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی دارد.
شماره ۳ - ساقیا لبریز کن پیمانه را
ساقیا لبریز کن پیمانه را
یا بمن بنما ره میخانه را ۱
کو کمند زلف آن زیبا نگار
تا به بند آرم دل دیوانه را ۲
شمع از عشق تو میسوزد که سوخت
گرمی شوقش پر پروانه را ۳
بوی مِی هوشم چنان از سر ربود
که غلط کردم ره میخانه را ۴
آشنایان را کند پامال جور
تا بدست آرد دل بیگانه را ۵
یا بمن بنما ره میخانه را ۱
کو کمند زلف آن زیبا نگار
تا به بند آرم دل دیوانه را ۲
شمع از عشق تو میسوزد که سوخت
گرمی شوقش پر پروانه را ۳
بوی مِی هوشم چنان از سر ربود
که غلط کردم ره میخانه را ۴
آشنایان را کند پامال جور
تا بدست آرد دل بیگانه را ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲ - اگر دانستمی آیین آن زلف پریشان را
گوهر بعدی:شماره ۴ - امشب خروس از نیمه شب بگرفته راه بام را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.