خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر عاشقانه و عرفانی از زبان عاشقی بیان می‌شود که از رخسار معشوق و جذبه‌های عشق او سخن می‌گوید. شاعر از تأثیرات عمیق عشق بر روح و جسم خود می‌نالد و از رنج‌ها و شادی‌های این رابطه سخن می‌گوید. همچنین، اشاراتی به مفاهیم عرفانی مانند نیرنگ‌سازی و آشوب درونی وجود دارد.

متن دارای مضامین عاشقانه و عرفانی پیچیده است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند رنج عشق و نیرنگ‌سازی نیاز به بلوغ فکری دارد.

مشاهده کامل

شماره ۹۱۱ - بنمای رخ چون دیده را گرم تماشاکرده ای

بنمای رخ چون دیده را گرم تماشاکرده ای
ور خوش بود مستوریت، ما را چه رسوا کرده ای ۱

مومن برهمن می کند، نیرنگ سازی های تو
رخ در نقاب افکنده ای، عشق آشکارا کرده ای ۲

شوراب زمزم داده ای رگهای مژگان مرا
این سینهٔ تفسیده را صحرای بطحا کرده ای ۳

دامان یوسف کرده ای جیب و گریبان مرا
شوق دل از کف داده را دست زلیخا کرده ای ۴

زخم نمک سود مرا، شور بیابان داده ای
آشوب مژگان مرا هم چشم دریا کرده ای ۵

کو قدر غم پروردگی، کو مزد دیرین بندگی
لطفی که با من کرده ای باگبر و ترساکرده ای ۶

در قید زلف افکنده ای، کار پریشان خاطران
گل را به دامان صبا، دفتر مجزا کرده ای ۷

چشم حزین خسته را، دور از عذار خویشتن
چون وامق دل سوخته، با داغ عذراکرده ای ۸
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۹۱۰ - آگه ز بی وفایی اغیار گشته ای
گوهر بعدی:شماره ۹۱۲ - ای شوق، در شکنجهٔ دل ها چگونه ای؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.