خلاصه و ردهبندی سنی
15+
این متن درباره فردی ثروتمند و خسیس است که در طول عمر خود از کمک به دیگران خودداری کرده و اموال خود را انباشته است. اکنون که در آستانه مرگ قرار دارد، دیگران در حال تقسیم اموال او هستند و او حسرت میخورد که چرا از ثروت خود استفاده نکرد.
متن دارای مفاهیم انتقادی و اخلاقی است که درک آن برای کودکان دشوار است. همچنین، موضوع خساست و پیامدهای آن برای نوجوانان و بزرگسالان قابلدرکتر است.
بخش ۲۳ - حکایت
یکی با کهنسال رنجورگفت
که دادی به میراث خور مال مفت ۱
به صد عجز و زاری ز خواهندگان
دربغ آمدت قرص نانی از آن ۲
ندادی پشیزی به مزدور خویش
نه بردن توانیش در گور خویش ۳
نه خود خوردی و نه خوراندی به کس
نهادی و بر ناقه بستی جرس ۴
به یک عمر بر زر زدی قفل و بند
کنون می گذاری که مردم برند ۵
عجب دارم از کار و بار تو من
جدا کرده ای حصّهٔ خود کفن ۶
ازین قسمت افتاده ای در وبال
که حسرت تو بردی و بیگانه مال ۷
که دادی به میراث خور مال مفت ۱
به صد عجز و زاری ز خواهندگان
دربغ آمدت قرص نانی از آن ۲
ندادی پشیزی به مزدور خویش
نه بردن توانیش در گور خویش ۳
نه خود خوردی و نه خوراندی به کس
نهادی و بر ناقه بستی جرس ۴
به یک عمر بر زر زدی قفل و بند
کنون می گذاری که مردم برند ۵
عجب دارم از کار و بار تو من
جدا کرده ای حصّهٔ خود کفن ۶
ازین قسمت افتاده ای در وبال
که حسرت تو بردی و بیگانه مال ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:بخش ۲۲ - حکایت
گوهر بعدی:بخش ۲۴ - حکایت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.