این متن یک شعر عرفانی و مذهبی است که به ستایش مقام والای یک شخصیت مقدس (احتمالاً پیامبر اسلام) میپردازد. در این شعر، از قدرت، عظمت و فضایل این شخصیت با استفاده از استعارهها و تشبیههای زیبا و با اشاره به پیامبران دیگر مانند آدم، نوح، ابراهیم، موسی و عیسی یاد شده است. همچنین، تأثیر این شخصیت بر جهان هستی، ملائک و حتی عناصر طبیعت مورد تأکید قرار گرفته است.
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و مذهبی است که درک آن نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات و اصطلاحات عرفانی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
بخش ۴ - عرض زمین بوس به حضرت ختمی پناه علیه التّحیّه والثّناء
قدر تو ورای فهم و فکرت ۱
آدم ز تو یافت سربلندی
نوح از تو، طراز ارجمندی ۲
معمار حرمسرا، خلیلت
جان و دل قدسیان سبیلت ۳
در طور، کلیم یک شبانت
کونین، نواله خوار خوانت ۴
عیسی به بشارت تو دم زد
زان دم، به عطای جان رقم زد ۵
خاتم تویی وتویی سلیمان
جبریل تو راست، هدهد از جان ۶
کی در خور توست، عرش بلقیس
اول قدمت به عرش تقدیس ۷
فرمانده ی وحش و طیر بودن
رخسار ددان به خاک سودن ۸
سهل است، ولی به عرشِ رفعت
نتوان چو تو یافت، اوج عزت ۹
ای صدرنشین بزم لولاک
در خاک مذلت تو افلاک ۱۰
خرگه زده ای به بی نشانی
بیرون ز مکان لامکانی ۱۱
گرم است ز بس به حق شتابت
ماندند ملایک از رکابت ۱۲
نُه خنگ سپهر لاجوردی
از شوق تو گرم رهنوردی ۱۳
در دایرهٔ سپهر مینا
باشد مَهِ نو، رکاب آسا ۱۴
تا آنکه ز لطف فیض گستر
پای تو مگر درآورد سر ۱۵
گرنه ز رخ تو نور می تافت
کی مشعل مهر، نور می یافت؟ ۱۶
طوبی بود از قد تو سایه
سدره، ز درت، نخست پایه ۱۷
عزّت ز تو، زمرهٔ ملک را
رفعت ز تو، منبرفلک را ۱۸
ای شمع طراز هفت قندیل
پروانگی تو کرده جبریل ۱۹
پاس تو دریده کوس ناهید
چتر تو فراز فرق خورشید ۲۰
نقش قدم تو، تاج عرش است
بر خاک رهِ تو، عرش فرش است ۲۱
مسجود تویی و قبله آدم
در پیش تو، پشت راستان خم ۲۲
مملوک صفت، سپهر اخضر
بسته ست حمایل از دو پیکر ۲۳
تا بو که شود دخیل خیلت
بیند یک ره، به خویش میلت ۲۴
شد قصر نبوّتت چو بنیاد
کسر، از تو به قصر کسری افتاد ۲۵
چون بود به زیر سایه ات مهر
ننمود به خلق، سایه ات چهر ۲۶
سرگشتگی فلک خوش از تو
نعل مه نو در آتش از تو ۲۷
در دست تو سنگ، سبحه خوانی
با لعل تو نخل، نکته دانی ۲۸
ای یثربیِ حجاز مطلع
وز حلّهٔ کبریات، برقع ۲۹
زیبندهٔ قرب قاب قوسین
خاک رهت آبروی کونین ۳۰
املاک، رهین بحر جودت
افلاک، طفیلی وجودت ۳۱
کی نعت تو حدّ خاکیان است؟
زیب دم پاک قدسیان است ۳۲
ما جسم دنی، تو جان پاکی
ما در سمک و تو بر سماکی ۳۳
حرفی نتوان زدن سزایت
ای جان مقدسان فدایت ۳۴
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.