خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از درد و رنج درونی خود میگوید و بیان میکند که دیگر جایی برای شکیبایی در سینهاش باقی نمانده است. او از سنگهای مینای شکیبایی و تحمل رنجهای فراوان سخن میگوید و اشاره میکند که حتی اگر خونش خشک شود و به لعل تبدیل گردد، باز هم تحمل کرده است. این متن بیانگر غم و اندوه عمیق و صبری است که به پایان رسیده.
متن دارای مضامین عمیق عاطفی و غمانگیز است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد. درک کامل این مفاهیم نیاز به بلوغ عاطفی و تجربهی زندگی دارد.
شماره ۳۴۶ - نماند از گرد غم، در سینه ام جای شکیبایی
نماند از گرد غم، در سینه ام جای شکیبایی
بغل پر کرده ام از سنگ مینای شکیبایی ۱
شود چون کوه اگر خونم ز خشکی لعل جا دارد
بسی در زیر تیغ افشرده ام پای شکیبایی ۲
بغل پر کرده ام از سنگ مینای شکیبایی ۱
شود چون کوه اگر خونم ز خشکی لعل جا دارد
بسی در زیر تیغ افشرده ام پای شکیبایی ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۴۵ - تلاش فکر ما را از سخن لافان چه می خواهی؟
گوهر بعدی:شماره ۳۴۷ - اگر نه در جهان سرچشمه ی حیوان بود معنی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.