خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر از عشق ناکام و رنج‌های عاطفی خود می‌گوید و از معشوق شکایت می‌کند که به جای عشق و محبت، فریب و دشنام به او می‌دهد. همچنین، از آرزوهای بربادرفته و ناامیدی خود سخن می‌گوید و از ساقی می‌خواهد که شراب را به رندان بدهد تا شاید تسلی یابد.

متن حاوی مضامین عاطفی عمیق، ناامیدی و اشاره به می‌گساری است که برای درک بهتر به بلوغ فکری و عاطفی نیاز دارد.

مشاهده کامل

شماره ۳۴۰ - تا کی از عشوه، فریب دل ناکام دهی

تا کی از عشوه، فریب دل ناکام دهی
جان ستانی گرو بوسه و دشنام دهی ۱

رنجه کن دست، چو با تیغ و کفن آمده ام
گفته بودی که مراد دل ناکام دهی ۲

ساغری نذر من دلشده، بر خاک فشان
ساقیا، می چو به رندان می آشام دهی ۳
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۳۳۹ - بستم چو دل به مهر تو، نامهربان شدی
گوهر بعدی:شماره ۳۴۱ - نی می دهد از اصل مقامات صدایی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.