خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر از دل خود میخواهد که به گناهانش رحم کند و با وجود افتادگیاش، به او نگاهی نکوهشگر نداشته باشد. او خود را روشنسواد خطاب میکند و از دل میخواهد که به نامه سیاهش رحم کند.
این متن دارای مفاهیم عرفانی و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۳۳۷ - ای دل، ترحمی به گناهی نمی کنی
ای دل، ترحمی به گناهی نمی کنی
افتادهٔ توایم و نگاهی نمی کنی ۱
روشن سواد خط توام، جرم من ببخش
رحمی چرا به نامه سیاهی نمی کنی؟ ۲
افتادهٔ توایم و نگاهی نمی کنی ۱
روشن سواد خط توام، جرم من ببخش
رحمی چرا به نامه سیاهی نمی کنی؟ ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۳۶ - ناصح، سخن چه بیهُده از پند می کنی؟
گوهر بعدی:شماره ۳۳۸ - می رود صید دلم، سخت کمانی در پی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.