این شعر عاشقانه و عرفانی، بیانگر درد و آرزوی عاشق برای وصال معشوق است. شاعر از خدا میخواهد که یارش را به او نزدیک کند، دلش را هدف غمزههای معشوق قرار دهد و رگ جانش را در اختیار ناز و جفای معشوق بگذارد. همچنین، شاعر به درد محرومی عاشق در هجران و اشتیاق او برای دیدار اشاره میکند و در پایان، از کفر و بیسامانی دل خود سخن میگوید و از خدا میخواهد که از خم طرّهٔ معشوق، زنّاری برای او قرار دهد.
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه و عرفانی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و استعارههای پیچیده، نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد.
شماره ۳۰۸ - ای خدا، یار مرا میل خریدارش ده
ور بگیرد کم ما، عاشق بسیارش ده ۱
دل ما را هدف غمزهٔ خونخوارش کن
رگ جان را به کف ناز جفاکارش ده ۲
درد محرومی عاشق نه همین در هجر است
محرم وصل چو شد، طاقت دیدارش ده ۳
عمرها رفت که دل، کافر بی سامانی ست
از خم طرّهٔ آن مغبچه، زنّارش ده ۴
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.