خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از زیباییهای طبیعت و حالات روحی خود سخن میگوید. او صفای دل و طراوت بهار را میستاید و از شکستگی حال و پریشانی خود مینالد. در نهایت، به تشنگی و نیاز خود اشاره میکند و آن را با آب زلال مقایسه میکند.
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که درک آن به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۲۹۶ - صفای وقت، ز دل های بی غبار بجو
صفای وقت، ز دل های بی غبار بجو
طراوت از نفس پاک نوبهار بجو ۱
شکسته حال و پریشان دل و سیه بختم
مرا به حلقهٔ آن زلف تابدار بجو ۲
کنار جدول و جو، جای تشنه کامان است
لب مرا، به لب تیغ آبدار بجو ۳
طراوت از نفس پاک نوبهار بجو ۱
شکسته حال و پریشان دل و سیه بختم
مرا به حلقهٔ آن زلف تابدار بجو ۲
کنار جدول و جو، جای تشنه کامان است
لب مرا، به لب تیغ آبدار بجو ۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۹۵ - دارم دلی دو نیم، ز تیغ زبان تو
گوهر بعدی:شماره ۲۹۷ - عریان ز صافی طینتی، از پردهٔ نیرنگ شو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.