خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از حافظ است که در آن شاعر به ستایش مینشست و عشق میپردازد و از زهد و ریاکاری دوری میجوید. او از بادهنوشی و مستی به عنوان نمادی از رهایی و عشق الهی یاد میکند و به انتقاد از زاهدانی میپردازد که به ظاهر مقدس اما در باطن ریاکارند.
محتوا شامل مفاهیم عرفانی و انتقادی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به مینوشی و مستی ممکن است برای گروههای سنی پایین مناسب نباشد.
شماره ۲۹۱ - باده بیار و هوش را، از سر ما روانه کن
باده بیار و هوش را، از سر ما روانه کن
زاهد خرقه پوش را، مست می مغانه کن ۱
چند به باد می دهی، طرهٔ ترهات را؟
واعظ شهر نیستی، زمزمه، عاشقانه کن ۲
غازهٔ افتخارکش، ناصیهٔ نیاز را
صدر نشین عشق شو، سجدهٔ آستانه کن ۳
گوشهٔ چشم عشوه ای از تو به کار می خوش است
رطل گران باده را، لجهٔ بیکرانه کن ۴
رهبر سالکان بود، سلسلهٔ ارادتی
طّرهٔ خم به خم بکش، زلف مراد شانه کن ۵
زاهد خرقه پوش را، مست می مغانه کن ۱
چند به باد می دهی، طرهٔ ترهات را؟
واعظ شهر نیستی، زمزمه، عاشقانه کن ۲
غازهٔ افتخارکش، ناصیهٔ نیاز را
صدر نشین عشق شو، سجدهٔ آستانه کن ۳
گوشهٔ چشم عشوه ای از تو به کار می خوش است
رطل گران باده را، لجهٔ بیکرانه کن ۴
رهبر سالکان بود، سلسلهٔ ارادتی
طّرهٔ خم به خم بکش، زلف مراد شانه کن ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۹۰ - نهانی کرده ای یغما، دل من
گوهر بعدی:شماره ۲۹۲ - لخت دل با سینه از اشک مدام آمد برون
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.