خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این ابیات از درد بیکسی و خستگی روحی خود میگوید و بیان میکند که دلش مانند مومیایی بیحرکت شده و رنگ زندگیاش شکسته است. عشق و ادب، اختیار را از او گرفته و دستان بستهاش قادر به انجام کاری نیست.
محتوا دارای مضامین عمیق عاطفی و روانی است که درک آن برای نوجوانان کمسنوسال دشوار بوده و ممکن است باعث ایجاد احساسات منفی شود. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده (مانند 'مومیایی دل') نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۲۸۸ - زانوی بی کسی هاست، بالین خستهٔ من
زانوی بی کسی هاست، بالین خستهٔ من
شد مومیایی دل، رنگ شکستهٔ من ۱
پاس ادب به عاشق، نگذاشت اختیاری
کاری نمی گشاید، از دست بستهٔ من ۲
شد مومیایی دل، رنگ شکستهٔ من ۱
پاس ادب به عاشق، نگذاشت اختیاری
کاری نمی گشاید، از دست بستهٔ من ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۸۷ - ز دل برخاست شوری، دیدهٔ داغ درون روشن
گوهر بعدی:شماره ۲۸۹ - نماید بی سبب حاصل، مسبب مدعای من
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.