خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این متن از دوری از دنیا و تعلقات مادی سخن می‌گوید و تنها عشق و ارادت به معشوق (یا معبود) را در دل دارد. او خود را مانند شمعی می‌داند که در محفل معشوق روشنایی می‌بخشد، اما درونش آتشی سوزان از فراق دارد.

مفاهیم عرفانی و استفاده از استعاره‌های پیچیده مانند 'تبی چو آتش سوزان در استخوان دارم' برای درک کامل نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی دارد.

مشاهده کامل

شماره ۲۶۷ - نه یاد مصر و نه پروای کاروان دارم

نه یاد مصر و نه پروای کاروان دارم
عبیر پیرهن، آن خاک آستان دارم ۱

چو شمع، تا شده ام روشناس محفل او
تبی چو آتش سوزان در استخوان دارم ۲
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۶۶ - دمد از چاکهای سینه شیون، تا نفس دارم
گوهر بعدی:شماره ۲۶۸ - ز شمع خامه، هر جا در میان افسانه اندازم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.