شاعر در این ابیات از درد و رنج ناشی از ستم، غم و دوری مینالد. او احساس میکند که فشار ظلم بیش از هر چیز سنگین است، غم امروزش از ترک شراب برای یک فرد مست نیز دردناکتر است، و حتی کوچکترین تحقیر از سوی افراد پست، برای او از حمل کوه توسط مورچه سنگینتر است. همچنین، طولانی شدن زندگی، به جای سبکی، باعث سنگینی بیشتر شده است.
مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی موجود در شعر، همراه با اشاره به دردهای روحی و اجتماعی، برای درک و تجزیهوتحلیل مناسب، به بلوغ فکری نیاز دارد. همچنین، برخی از اشارات مانند 'نشئهٔ خون' و 'ترک شراب' ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال نامناسب باشد.
شماره ۲۳۰ - تیغ ستمت از می پرزور گران تر
از نشئهٔ خون شد، سر منصور گران تر ۱
بر خاطر آزردهٔ من بی غمی امروز
از ترک شراب است به مخمور گران تر ۲
بر همّت من منت یک حبهٔ دونان
از کوه بود بر کمر مور، گران تر ۳
سنگینی تن بیش شد از طول حیاتم
این بار گران شد ز ره دور گران تر ۴
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.