خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن بیانگر احساسات عمیق و شوریدهحالی است که در آن تن و روان از شدت هیجان و بیتابی در حال رقصیدن هستند. شاعر از دل بیصبر و شوریدهاش میگوید که در یک فضای وسیع و نامحدود (زمین و آسمان) به وجد آمده و میرقصد. همچنین، اشارهای به از دست دادن متاع خود در دکان زندگی دارد و تأکید میکند که سماع خانقاهی برای مستان وجدآور کافی نیست.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و مفاهیم انتزاعی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد.
شماره ۲۲۸ - تن سختی کشم چون در خروش آید، روان رقصد
تن سختی کشم چون در خروش آید، روان رقصد
دل شوریده ز آواز شکست استخوان رقصد ۱
به ذوقی می تپد در سینه دل کز صبر عاری شد
متاع خود به غارت دادهٔ ما در دکان رقصد ۲
سماع خانقاهی نیست حاجت وجد مستان را
دل شوریده ام در یک زمین با آسمان رقصد ۳
دل شوریده ز آواز شکست استخوان رقصد ۱
به ذوقی می تپد در سینه دل کز صبر عاری شد
متاع خود به غارت دادهٔ ما در دکان رقصد ۲
سماع خانقاهی نیست حاجت وجد مستان را
دل شوریده ام در یک زمین با آسمان رقصد ۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۲۷ - دلم، شب بر خس و خاشاک کویش تا سحر غلتد
گوهر بعدی:شماره ۲۲۹ - ساغر ای عشق به اندازهٔ مخمور بیار
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.