خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از احساسات عمیق و آشفته خود سخن میگوید، از نگاه سوزان معشوق که دلش را میسوزاند و از تأثیرات شگفتانگیز نگاه او که دلها را مانند خانه زنبور پر از شور میکند. او از رازهای نهفته در دل و وسعت آن میگوید و اینکه اگر کسی از این رازها آگاه شود، دنیای امکان برایش به گور تبدیل میشود.
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان شاعرانه نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه دارد.
شماره ۲۲۳ - نمی دانم چه سودا در سر مخمور می گردد
نمی دانم چه سودا در سر مخمور می گردد
که داغم از نگاه تنگ چشمان شور می گردد ۱
اگر یابد کسی از وسعت آباد دل، آگاهی
به چشمش دامن صحرای امکان گور می گردد ۲
چه شهد است این که در زیر نگاه، ای رخنه گر داری؟
ز مژگان تو دل ها خانهٔ زنبور می گردد ۳
که داغم از نگاه تنگ چشمان شور می گردد ۱
اگر یابد کسی از وسعت آباد دل، آگاهی
به چشمش دامن صحرای امکان گور می گردد ۲
چه شهد است این که در زیر نگاه، ای رخنه گر داری؟
ز مژگان تو دل ها خانهٔ زنبور می گردد ۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۲۲ - ز شیرین کاری من، بیستون آباد می گردد
گوهر بعدی:شماره ۲۲۴ - دل از قفس سینه، دم سرد برآورد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.