خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این ابیات از احساس پریشانی و دلتنگی خود میگوید و بیان میکند که در این حالت، هیچ چیز را به درستی نمیبیند و راهی برای رهایی از این وضعیت نمییابد.
محتوا شامل مفاهیم عرفانی و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان کمسنوسال ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۸۹ - پریشانی ز احسان، بحر بی پایان نمی بیند
پریشانی ز احسان، بحر بی پایان نمی بیند
زیانی مایه دار همّت، از نقصان نمی بیند ۱
چه سان آیم برون از دامن صحرای دلتنگی؟
غبارم جلوه گاهی در خور جولان نمی بیند ۲
زیانی مایه دار همّت، از نقصان نمی بیند ۱
چه سان آیم برون از دامن صحرای دلتنگی؟
غبارم جلوه گاهی در خور جولان نمی بیند ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۸۸ - این عشق تازه دیده به اشکم دچار کرد
گوهر بعدی:شماره ۱۹۰ - کسی درد سخن، تا دل نگردد خون چه می داند؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.