خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این ابیات از ناامیدی و رنج خود سخن میگوید و با اشاره به شراب و آب خضر، بیان میکند که به او چیزی جز درد و رنج نرسیده است. او از تنهایی و ضعف خود مینالد و امیدی به بهبودی ندارد.
متن دارای مضامین عمیق فلسفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به شراب و مفاهیم انتزاعی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۴۶ - شراب لعلی آن نوش لب، به ما چه رسد؟
شراب لعلی آن نوش لب، به ما چه رسد؟
ز آب خضر، به ما خون گرفته ها چه رسد؟ ۱
چو نی فتاده مرا همدمی، به دم سردان
تن نحیف مرا تا ازین هوا چه رسد ۲
ز آب خضر، به ما خون گرفته ها چه رسد؟ ۱
چو نی فتاده مرا همدمی، به دم سردان
تن نحیف مرا تا ازین هوا چه رسد ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۴۵ - رنگت به خون لاله، قدح در خمار زد
گوهر بعدی:شماره ۱۴۷ - بلاکش عاشقی کو با غم جانانه می سازد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.