خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از عشق و مستی ناشی از آن سخن میگوید. او از تأثیرات عمیق معشوق بر خود مینالد و بیان میکند که حتی یک شب دوری از معشوق، راه رسیدن به زندگی جاودان را دور میسازد. شاعر خود را مانند بلبلی بیپروا میداند که از غم عشق ناله میکند و معشوق او را رسوا و مست میسازد.
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و استعاری است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از واژههایی مانند 'مستی' و 'مخمور' ممکن است نیاز به توضیح بیشتری برای گروههای سنی پایینتر داشته باشد.
شماره ۱۴۰ - شراب خون من، آن مست را مخمور می سازد
شراب خون من، آن مست را مخمور می سازد
کباب من لب شیرین او را شور می سازد ۱
به قسمت گر نصیب خضر گردد، یک شب هجران
ره نزدیک عمر جاودان را، دور می سازد ۲
چنین بی پرده چون بلبل، نمی گردید افغانم
مرا رسوا و مست، آن غنچه مستور می سازد ۳
کباب من لب شیرین او را شور می سازد ۱
به قسمت گر نصیب خضر گردد، یک شب هجران
ره نزدیک عمر جاودان را، دور می سازد ۲
چنین بی پرده چون بلبل، نمی گردید افغانم
مرا رسوا و مست، آن غنچه مستور می سازد ۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳۹ - با داغ محبت، دل دیوانه نسازد
گوهر بعدی:شماره ۱۴۱ - مریض زهد را آن روی آتشناک می سازد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.