خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این ابیات از عشق نافرجام و درد دل سخن میگوید. او بیان میکند که اگر میتوانست به موی یارش آویزان شود، دل پر غمش را به مژههای بسیار میآویخت. سپس از گناه ناکردهای میپرسد که چرا دلش پر از درد و خون شده است و در نهایت به لالهای اشاره میکند که به گوشهای از دستار آویخته شده است.
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۱۲۲ - نتوانست به موی کمر یار آویخت
نتوانست به موی کمر یار آویخت
ورنه پرگالهٔ دل، بر مژه بسیار آویخت ۱
دل خون گشتهٔ پر داغ مرا چیست گناه؟
لاله، جایی که به آن گوشهٔ دستار آویخت ۲
ورنه پرگالهٔ دل، بر مژه بسیار آویخت ۱
دل خون گشتهٔ پر داغ مرا چیست گناه؟
لاله، جایی که به آن گوشهٔ دستار آویخت ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲۱ - پی برده هر که، وادیِ دل جلوه گاه کیست
گوهر بعدی:شماره ۱۲۳ - بی باده سیه مست، شب از یاسمن کیست؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.