خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از عشق و وفاداری خود به معشوق میگوید که با وجود شکایتها و رنجها، همچنان به وعدههای او اعتماد داشته است. معشوق با رفتنش، شمع مزار شاعر را به باد داد و شاعر در انتظار وصال صبحگاهی است.
متن دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارههای ادبی ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
شماره ۱۰۲ - دامن فشاند و شمع مزارم به باد داشت
دامن فشاند و شمع مزارم به باد داشت
گویا همان شکایت عاشق به یاد داشت ۱
چشم سفید گشته، مرا صبح وصل شد
از بس وفا به وعده او اعتماد داشت ۲
گویا همان شکایت عاشق به یاد داشت ۱
چشم سفید گشته، مرا صبح وصل شد
از بس وفا به وعده او اعتماد داشت ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۱ - تاراج صبر، دور نگاهش رواج داشت
گوهر بعدی:شماره ۱۰۳ - در پرده دل، جلوه گری بار دگر داشت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.