خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این شعر از بی‌مهری و عهدشکنی‌ها شکایت می‌کند و از غنچه‌ای سخن می‌گوید که رازهایش ناشنیده مانده‌اند. او از روزی می‌گوید که زلف یارش غبار وجودش را با خود می‌برد و عطرش به خاک تبدیل می‌شود. در نهایت، شاعر آرزو می‌کند که خاک کوی یارش را در آغوش بگیرد و در قیامت نیز از جسم خود یاد نکند.

متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عارفانه است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند مرگ و قیامت ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سال سنگین باشد.

مشاهده کامل

شماره ۸۵ - این است، سرود من و بلبل به چمنها

این است، سرود من و بلبل به چمنها
فریاد ز بی مهری این عهدشکنها ۱

نشنیده کس، از غنچهٔ مستور تو حرفی
امّا به زبانها زتو افتاده سخنها ۲

روزی که دهد زلف تو، بر باد، غبارم
در خاک شود غالیه بو، جیب کفنها ۳

چون خاک سر کوی تو گیرند در آغوش
در حشر نیارند ز جان یاد، بدنها ۴
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۸۴ - ای از تو داغ بر جگر لاله زارها
گوهر بعدی:شماره ۸۶ - ای امّت نگاه تو، جادو خیالها
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.