خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن به بیان عشق و ستایش معشوق میپردازد و از فراق و درد ناشی از آن سخن میگوید. او از بلندپروازیهای معشوق و تأثیر آن بر خودش گلایه میکند و در نهایت به سکوت و بیان ناتوانی خود در برابر این عشق اشاره مینماید.
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و ادبی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار بوده و نیاز به بلوغ فکری و احساسی دارد.
شماره ۵۴ - از سر من چرا کشد، سرو قد تو پای را
از سر من چرا کشد، سرو قد تو پای را
خاک ره تو کرده ام، فرق سپهرسای را ۱
شعله به خس نمی کند، اینهمه سرگران وشی
تا به کی از کفم کشی، دامن کبریای را؟ ۲
سرمهٔ خامشی دهد، بلبل خوش نوای را
چون به سخن درآورم، خامهٔ مشکسای را ۳
خاک ره تو کرده ام، فرق سپهرسای را ۱
شعله به خس نمی کند، اینهمه سرگران وشی
تا به کی از کفم کشی، دامن کبریای را؟ ۲
سرمهٔ خامشی دهد، بلبل خوش نوای را
چون به سخن درآورم، خامهٔ مشکسای را ۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۳ - نبود آرامشی، شیب و شباب زندگانی را
گوهر بعدی:شماره ۵۵ - ز دوری خاطرم تنگ است و نتوانم رسید آنجا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.