خلاصه و ردهبندی سنی
16+
در این متن، شاعر از دیدار و جدایی از معشوق میگوید. او اشاره میکند که معشوق با نگاهش احساساتش را درک میکند، اما با وجود سبکروحی شاعر، به سرعت از خاطرش میرود. شاعر همچنین از ناتوانی و واماندگی خود میگوید و آرزو میکند کسی بتواند بار این ناتوانی را بردارد.
متن دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، درک عمیقتر از احساسات و استعارههای شعر نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۵۲ - ز دورم دید، اجازت داد عزم جان فشانی را
ز دورم دید، اجازت داد عزم جان فشانی را
نگاهش زود می فهمد، زبان بی زبانی را ۱
فرامش کاریش تعلیم دادم از سبکروحی
که زود از خاطر او رفتم و بردم گرانی را ۲
نسیم آسا، امان از آفت واماندگی دارد
تواند گر کسی برداشت، بار ناتوانی را ۳
نگاهش زود می فهمد، زبان بی زبانی را ۱
فرامش کاریش تعلیم دادم از سبکروحی
که زود از خاطر او رفتم و بردم گرانی را ۲
نسیم آسا، امان از آفت واماندگی دارد
تواند گر کسی برداشت، بار ناتوانی را ۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۱ - خوش آن ساعت که، بر بالین خرامی، خاکساری را
گوهر بعدی:شماره ۵۳ - نبود آرامشی، شیب و شباب زندگانی را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.