خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر از احساس گمگشتگی و بیقراری خود میگوید و بیان میکند که دیگر آرامش را نمییابد. او طبیعت و عناصر آن مانند جاده، دریا، گلشن و بلبل را به تصویر میکشد و از عشق و جنون خود سخن میگوید، همانند مجنونی که غزالان از او میگریزند.
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن برای کودکان دشوار است. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد که معمولاً از نوجوانی به بعد شکل میگیرد.
شماره ۳۴ - از آن روزی که گم کردم، سراغ آرمیدن را
از آن روزی که گم کردم، سراغ آرمیدن را
نشان جاده دانم، موج دریای تپیدن را ۱
به هر گلشن که بگشایم لب رنگین نوا، بلبل
کند نازکتر از گل، پرده گوش شنیدن را ۲
نسازد شهربند عقل، صید حلقهٔ دامم
غزالان یاد دارند از من مجنون رمیدن را ۳
نشان جاده دانم، موج دریای تپیدن را ۱
به هر گلشن که بگشایم لب رنگین نوا، بلبل
کند نازکتر از گل، پرده گوش شنیدن را ۲
نسازد شهربند عقل، صید حلقهٔ دامم
غزالان یاد دارند از من مجنون رمیدن را ۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۳ - علاج عقدهٔ دلتنگی، آسان است عاشق را
گوهر بعدی:شماره ۳۵ - کنم رنگین تر از دامان گلچین، چشم خونین را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.