خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از عشق و اشتیاق خود به معشوق سخن میگوید و بیان میکند که هیچ کس نمیتواند صفای معشوق را در آینه ببیند. او همچنین از نگاههای نازنین معشوق و تأثیر آن بر دلش میگوید و اشاره میکند که نالههایش حتی برای بیگانگان نیز آشناست، اما دل بیگانه از آشنایی با معشوق بیخبر است.
متن دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، درک برخی از استعارهها و تشبیههای ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۸ - نبرده لذت دیدار دلگشای تو را
نبرده لذت دیدار دلگشای تو را
غلط به آینه، هر کس کند صفای تو را ۱
به رهگذار تو صید کرشمه هاست دلم
که ناز نرگس لیلی ست، نقش پای تو را ۲
گداخت ناله من، آشنا و بیگانه
خبر نشد دل بیگانه آشنای تو را ۳
غلط به آینه، هر کس کند صفای تو را ۱
به رهگذار تو صید کرشمه هاست دلم
که ناز نرگس لیلی ست، نقش پای تو را ۲
گداخت ناله من، آشنا و بیگانه
خبر نشد دل بیگانه آشنای تو را ۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۷ - خوش آنکه غازه گر آیم رخ فرنگ تو را
گوهر بعدی:شماره ۱۹ - گران جان می کند، تعظیم بی جا اهل دنیا را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.