خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از بیاعتنایی به دنیای پست و مادی سخن میگوید و بیان میکند که چگونه از تعلقات دنیوی دست شسته است. او همچنین به ناعادلانه بودن روزگار اشاره میکند که با افراد هشیار و مست یکسان رفتار میکند. در نهایت، شاعر از دشواری پر کردن دل خالی از عشق و حسرت میگوید و دنیاپرستی را نکوهش میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، برخی از اشارات انتقادی ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم باشد.
شماره ۱۵ - سلطان همّتم، ز جهان شسته دست را
سلطان همّتم، ز جهان شسته دست را
چون سیل، پشت پا زده ام خاک پست را ۱
انصاف، کار محتسب روزگار نیست
یکسان کند معامله، هشیار و مست را ۲
مشکل که پر کند ز تهی کاسگی حزین
این مشت خاک، دیده دنیاپرست را ۳
چون سیل، پشت پا زده ام خاک پست را ۱
انصاف، کار محتسب روزگار نیست
یکسان کند معامله، هشیار و مست را ۲
مشکل که پر کند ز تهی کاسگی حزین
این مشت خاک، دیده دنیاپرست را ۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۴ - نمی داند دل آگاه، در دنیا فراغت را
گوهر بعدی:شماره ۱۶ - باغ و بهار سازد، جیب و کنار خود را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.