خلاصه و ردهبندی سنی
16+
در این شعر، شاعر از میگسارانی میگوید که بزم را ترک کردهاند و او تنها با خماری سنگین باقی مانده است. او مانند لالهای در انتظار قطرهای از کف دست ساقی است و درد دل و رنج خود را بیان میکند.
محتوا شامل مفاهیم عرفانی و نمادین مرتبط با شراب و میگساری است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامناسب یا نامفهوم باشد. همچنین، مضامین غم و اندوه نیاز به درک بالاتری از احساسات دارد.
شماره ۲۴۰ - رفتند ز بزم، میگساران ساقی
رفتند ز بزم، میگساران ساقی
من مانده ام از گران خماران ساقی ۱
چون لاله در انتظارِ ابرِ کف توست
داغ جگر سینه فگاران ساقی ۲
من مانده ام از گران خماران ساقی ۱
چون لاله در انتظارِ ابرِ کف توست
داغ جگر سینه فگاران ساقی ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۳۹ - آشفتهٔ دور روزگارم ساقی
گوهر بعدی:شماره ۲۴۱ - بشکن قدح سپهر دون ای ساقی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.