خلاصه و ردهبندی سنی
15+
در این شعر، شاعر از دیدار معشوقهاش در سحرگاه میگوید. معشوقه از حال شاعر پرسش میکند و شاعر از فراق شکوه میکند. معشوقه در پاسخ، با خنده اشاره میکند که او در دل شاعر است اما افراد کوتهبین این را درک نمیکنند.
مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی موجود در شعر ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و تشبیهات ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات دارد.
شماره ۲۲۵ - آمد سحر آن نگار خونین جگران
آمد سحر آن نگار خونین جگران
پرسید ز احوال منِ دل نگران ۱
کردم ز فراق شکوه، خندان شد و گفت
من در دل و بی نصیب، کوته نظران ۲
پرسید ز احوال منِ دل نگران ۱
کردم ز فراق شکوه، خندان شد و گفت
من در دل و بی نصیب، کوته نظران ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۲۴ - حق ظاهر و خلق در حجاب افزودن
گوهر بعدی:شماره ۲۲۶ - ای گل تو به بویی دل خود شاد مکن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.