خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر درخواست میکند پس از مرگش، جامی شراب بر سر خاکش بگذارند تا هیچ تشنهای از کنار قبرش نگذرد و همیشه بادهای بر مزارش باشد.
محتوا شامل مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی درباره مرگ و استفاده از نماد شراب است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامناسب یا نامفهوم باشد.
شماره ۱۵۲ - بر لب قدحی بعد هلاکم بگذار
بر لب قدحی بعد هلاکم بگذار
سر در قدم طارم تاکم بگذار ۱
لب تشنه مبادا گذرد مخموری
از باده خمی بر سر خاکم بگذار ۲
سر در قدم طارم تاکم بگذار ۱
لب تشنه مبادا گذرد مخموری
از باده خمی بر سر خاکم بگذار ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۵۱ - با شعلهٔ آه، چشم گریان چه کند؟
گوهر بعدی:شماره ۱۵۳ - در هجر حزین، از غم جانکاه بمیر
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.