خلاصه و ردهبندی سنی
16+
حسنش از حجاب خارج شده و عریان و آتشین ظاهر میشود. در سحرگاه، کسی بر بالین او آمده و او را بیدار میکند و میگوید که آفتاب طلوع کرده است.
متن دارای مفاهیم عرفانی و نمادین است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از واژههایی مانند 'عریان' و 'آتش' ممکن است نیاز به توضیح و تفسیر داشته باشد.
شماره ۱۴۳ - حسنش، به می از حجاب بیرون آمد
حسنش، به می از حجاب بیرون آمد
عریان، آتش ز آب بیرون آمد ۱
آمد سحری بر سر بالینم و گفت
برخیز که آفتاب بیرون آمد ۲
عریان، آتش ز آب بیرون آمد ۱
آمد سحری بر سر بالینم و گفت
برخیز که آفتاب بیرون آمد ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۴۲ - ابنای زمان دُرد و صفا را ندهند
گوهر بعدی:شماره ۱۴۴ - گردد چو خراب تن، چه غم؟ جان باشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.