خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر از تنهایی و فقر خود میگوید اما با وجود جراحات، عشق و همّت او را از تلاش باز نمیدارد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و انگیزشی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است.
شماره ۱۲۴ - از گوشهٔ عزلتم جدا نتوان کرد
از گوشهٔ عزلتم جدا نتوان کرد
وز فقر، به دولتم جدا نتوان کرد ۱
مجروحم و ذوق جان فشانی دارم
با تیغ ز همّتم جدا نتوان کرد ۲
وز فقر، به دولتم جدا نتوان کرد ۱
مجروحم و ذوق جان فشانی دارم
با تیغ ز همّتم جدا نتوان کرد ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲۳ - بر پای بت، از نیاز پیشانی زد
گوهر بعدی:شماره ۱۲۵ - غیر از کف خالی که ز ما بر جا ماند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.