خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از درد دل و غم خود میگوید و در پاسخ میشنود که غصه خوردن بیهوده است و غمهای عاشقانه هرگز سبک نمیشوند.
متن دارای مفاهیم عاشقانه و فلسفی است که درک آنها به بلوغ فکری نیاز دارد. همچنین ممکن است برخی از مضامین مانند درد عشق و ناامیدی برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
شماره ۹۴ - گفتم ز غمت غنچهٔ دل وا نشود
گفتم ز غمت غنچهٔ دل وا نشود
گفتا چه فضولی ست، شود یا نشود ۱
بیهوده چه نالی از گرانباری دل؟
گر غم غم ماست، بار دلها نشود ۲
گفتا چه فضولی ست، شود یا نشود ۱
بیهوده چه نالی از گرانباری دل؟
گر غم غم ماست، بار دلها نشود ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۳ - دهرم به شکنج انزوا می دارد
گوهر بعدی:شماره ۹۵ - نظّارهٔ زشت، دیده را میل کشید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.