خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از نبود آرامش و یار دلآسا در زندگی خود شکایت میکند و بیان میکند که حتی زیباییهایی مانند صدای داوود و حسن یوسف در نظر او بیارزش هستند، زیرا گوش شنوا و چشم بینایی برای درک آنها وجود ندارد.
متن دارای مضامین عاطفی و عاشقانهای است که درک کامل آن نیاز به بلوغ فکری و عاطفی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و اشارههای ادبی (مانند داوود و یوسف) ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۶۲ - دیوانه دلم، یارِِ دل آسایی نیست
دیوانه دلم، یارِِ دل آسایی نیست
شوریده سرم دامن صحرایی نیست ۱
لحن داوود و حسن یوسف، خوار است
گوش شنوا و چشم بینایی نیست ۲
شوریده سرم دامن صحرایی نیست ۱
لحن داوود و حسن یوسف، خوار است
گوش شنوا و چشم بینایی نیست ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۱ - آن دیده، که بازاری عشاقش خوست
گوهر بعدی:شماره ۶۳ - مردی که میان دردمندان فرد است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.