خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از ساقی و خضر راه میپرسد که شراب ناب و آب کجاست. او بیان میکند که مدتهاست بدون معشوق، تشنهٔ خون خود است و از خنجر مژگان سیاه معشوق میپرسد.
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههایی مانند 'تشنهٔ خون خودم' و 'خنجر مژگان سیه' ممکن است برای کودکان نامناسب باشد.
شماره ۳۱ - ای ساقی عاشقان، می ناب کجاست؟
ای ساقی عاشقان، می ناب کجاست؟
ای خضره ره سوختگان، آب کجاست؟ ۱
عمریست که بی تو تشنهٔ خون خودم
آن خنجر مژگان سیه تاب کجاست؟ ۲
ای خضره ره سوختگان، آب کجاست؟ ۱
عمریست که بی تو تشنهٔ خون خودم
آن خنجر مژگان سیه تاب کجاست؟ ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۰ - هر چند سپهر فکرم اختربار است
گوهر بعدی:شماره ۳۲ - عهدیست که آشنا و بیگانه یکیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.