خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از رنجهای درونی و تنگنظری اطرافیان شکایت میکند. او احساس میکند در دایرهای از غم و اندوه گرفتار شده و راه گریزی ندارد. از بخل دیگران و آزار روحی ناشی از معاشرت با ناجنسها مینالد و به روزهای گذشته که در آرامش بود، حسرت میخورد. همچنین، از بیسوادی و بیماری روزگار گله میکند.
متن حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و اجتماعی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از واژگان و اشارات ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا سنگین باشد.
شمارهٔ ۴۸ - صحبت ناجنس
دارم آزرده دلی، تنگ تر از دیدهٔ میم
شده ام داغ درین دایره چون نقطه جیم ۱
نشد از شش جهتم راه گشادی پیدا
آه از آن زر، که فتد در گره بخل لئیم ۲
دارم از الفت تن شکوه، که نیکو گفتند
روح را صحبت ناجنس عذابی ست الیم ۳
می رود دم به نوا نالهٔ فرخنده مقام
یاد آن روز که بودم به خرابات، مقیم ۴
دلم از صحبت این نکته فروشان خون شد
بی سوادند جهان، نسخه ایام سقیم ۵
شده ام داغ درین دایره چون نقطه جیم ۱
نشد از شش جهتم راه گشادی پیدا
آه از آن زر، که فتد در گره بخل لئیم ۲
دارم از الفت تن شکوه، که نیکو گفتند
روح را صحبت ناجنس عذابی ست الیم ۳
می رود دم به نوا نالهٔ فرخنده مقام
یاد آن روز که بودم به خرابات، مقیم ۴
دلم از صحبت این نکته فروشان خون شد
بی سوادند جهان، نسخه ایام سقیم ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۴۷ - قطعه
گوهر بعدی:شمارهٔ ۴۹ - در تفاخر ۱
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.