داوود از شخصی میخواهد که برای ادعاهای خود حجت شرعی بیاورد و از او میپرسد که چگونه بدون دلیل میتواند سنت باطلی در شهر ایجاد کند. او همچنین سوال میکند که آیا مال او از طریق خرید، ارث یا کشاورزی به دست آمده است و تاکید میکند که بدون تلاش، درآمدی حاصل نمیشود. در پایان، داوود از او میخواهد که مال مسلمانان را به درستی بازگرداند و از دروغ و باطل دوری کند. شخص مقابل نیز پاسخ میدهد که حرفهای داوود شبیه به حرفهای ستمکاران است.
متن شامل مفاهیم پیچیدهای مانند حجت شرعی، حقوق مالکیت و اخلاق است که درک آنها نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آگاهی اجتماعی دارد. همچنین، بحثهای مربوط به عدالت و ستم ممکن است برای کودکان کمسنوسال قابل درک نباشد.
بخش ۱۰۷ - حکم کردن داود علیه السلام برکشندهٔ گاو
حُجَّتِ شَرعی در این دَعوی بِگو ۱
تو رَوا داری که من بیحُجَّتی
بِنْهَم اَنْدَر شهرْ باطِلْ سُنَّتی؟ ۲
این کِه بَخشیدَت خریدی؟ وارِثی؟
رَیْع را چون میسِتانی حارِثی؟ ۳
کَسْب را هَمچون زِراعَت دان عَمو
تا نَکاری دَخْل نَبْوَد آنِ تو ۴
آنچه کاری بِدْرَوی آنْ آنِ توست
وَرْنه این بیداد بر تو شُد دُرُست ۵
رو بِدِه مالِ مُسلمان کَژْ مگو
رو بِجو وام و بِدِه باطِل مَجو ۶
گفت ای شَهْ تو همین میگوییاَم
که هَمیگویند اَصْحابِ سِتَم؟ ۷
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.