خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از ناعادلانه بودن دنیا و رنجهای طولانی زندگی شکایت میکند. او از روزگار میپرسد که چرا با وجود تلاشهایش، نتیجهای جز رنج و ناکامی نمیبیند. شاعر به بیعدالتیهای جهان اشاره میکند و از این میپرسد که معنای واقعی زندگی چیست.
متن دارای مضامین عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، لحن شعر غمگین و پرسشگرانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
شمارهٔ ۱۵ - معنی لفظ حیات
ای چرخ، باید از تو در تن عرصه کم زدن
من اسب طرح دادم، این فیل مات چیست؟ ۱
کج بازی تو را سببی نیست در میان
نیرنگ مهر و کین تو با کاینات چیست؟ ۲
تا کی ز جوی دیده، کنی تر، لب مرا
تا آب تیغ هست، مسیر فرات چیست؟ ۳
هرگز نداشتیم به تلخابهٔ تو چشم
این دیده را به خون دل ما برات چیست؟ ۴
پنجاه سال شد که شب و روز می چشم
در جام عمر، جز می تلخ ممات چیست؟ ۵
فردا که خط کشم ورق هست و بود را
آگه شوم که معنی لفظ حیات چیست ۶
من اسب طرح دادم، این فیل مات چیست؟ ۱
کج بازی تو را سببی نیست در میان
نیرنگ مهر و کین تو با کاینات چیست؟ ۲
تا کی ز جوی دیده، کنی تر، لب مرا
تا آب تیغ هست، مسیر فرات چیست؟ ۳
هرگز نداشتیم به تلخابهٔ تو چشم
این دیده را به خون دل ما برات چیست؟ ۴
پنجاه سال شد که شب و روز می چشم
در جام عمر، جز می تلخ ممات چیست؟ ۵
فردا که خط کشم ورق هست و بود را
آگه شوم که معنی لفظ حیات چیست ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۱۴ - قطعه در صفت دنیاطلبان
گوهر بعدی:شمارهٔ ۱۶ - صحبت نامردمان
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.