خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از نابسامانی و سختیهای زندگی خود مینالد و بیان میکند که حتی کوچکترین تسکینی در زندگی نداشته است. او به بیعدالتیهای روزگار اشاره میکند که فرصتهای پیشرفت را از او گرفته و زندگی را بر او تنگ کرده است.
متن دارای مضامین عمیق عرفانی و اجتماعی است که درک آن به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک نیاز دارد. همچنین، برخی از مفاهیم انتزاعی و غمگینانه ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
شمارهٔ ۱۲ - قطعه در شکوه از بخت
حزین، از جهان دژم، خاطرم
سر و برگ یک موی سامان نداشت ۱
ببین نارسا طالع چاک را
که از تنگی عیش، میدان نداشت ۲
گریبان اگر بود، دامن نبود
وگر بود دامن، گریبان نداشت ۳
سر و برگ یک موی سامان نداشت ۱
ببین نارسا طالع چاک را
که از تنگی عیش، میدان نداشت ۲
گریبان اگر بود، دامن نبود
وگر بود دامن، گریبان نداشت ۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۱۱ - قطعه در شکایت
گوهر بعدی:شمارهٔ ۱۳ - قطعه در شکایت بعضی از مردم زمان خود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.