خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این شعر از عشق و حیرانی خود در برابر جمال معشوق سخن می‌گوید. او از دل‌بستگی و اشتیاق خود به معشوق می‌گوید و اینکه چگونه وجود معشوق بر تمام وجودش تأثیر گذاشته است. همچنین، شاعر از ناپایداری دنیا و رسوایی‌های آن نیز یاد می‌کند.

محتوا شامل مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و نمادهای پیچیده در شعر نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.

مشاهده کامل

شماره ۸۳۲ - چو چشم آینه حیرانم از جمال کسی

چو چشم آینه حیرانم از جمال کسی
پری به شیشهٔ دل دارم از خیال کسی ۱

درین چمن به گل و لاله نازها دارم
که خون من چو حنا، گشته پایمال کسی ۲

نمی شود نکند جلوه، حسن بی پروا
چه شد که آینه آب است از انفعال کسی ۳

جهانیان پی رسوایی همند تمام
خدا کند که نپرسد کسی ز حال کسی ۴

به ساغر دل آتش مزاج می ریزد
شراب شعلهٔ حل کرده، رنگ آل کسی ۵

فلک ز حلقه به گوشان امر ما گردد
به یک کرشمهٔ ابروی چون هلال کسی ۶

چه جلوه است که چون سایه کاینات حزین
فتاده در قدم نازنین نهال کسی؟ ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۸۳۱ - کشیدی تیغ و ساغر، گشتی آتش، گفتیم چونی
گوهر بعدی:شماره ۸۳۳ - من رند خراباتم،سر مست و خراب اولی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.