در این متن، شاعر از درختان و ویژگیهای آنها سخن میگوید. او به زیبایی و سبزی درختان اشاره میکند و از میوههای آنها که نور و زندگی را به ارمغان میآورند، صحبت میکند. همچنین، شاعر به ریشههای عمیق درختان که در اعماق زمین قرار دارند، اشاره میکند و از عجایب طبیعت و ارتباط آن با عقل و درک انسان سخن میگوید.
این متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان زیر 15 سال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده در متن، نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی خوانشی دارد که معمولاً در سنین بالاتر یافت میشود.
بخش ۹۲ - باز شدن آن شمعها هفت درخت
چَشمَم از سَبزیِّ ایشان نیک بَخت ۱
زَانْبُهیِّ برگْ پیدا نیست شاخ
بَرگ هم گُم گشته از میوهیْ فَراخ ۲
هر درختی شاخ بر سِدْره زده
سِدْره چِه بْوَد؟ از خَلا بیرون شُده ۳
بیخِ هر یک رَفته در قَعْرِ زمین
زیرتَر از گاو و ماهی بُد یَقین ۴
بیخَشان از شاخْ خَندانرویَْتر
عقل ازان اَشْکالَشان زیر و زَبَر ۵
میوهیی که بَر شِکافیدی زِ زور
هَمچو آب از میوه جَستی بَرقِ نور ۶
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.