خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی از زبان عاشقی بیان میشود که از جذابیتهای معشوق و رنجهای عشق سخن میگوید. شاعر از نگاه گرم معشوق، تجلی برق در پنجهاش، شور عشق و جراحتهای دل شکسته یاد میکند و عشق را بالاتر از هر جرمی میداند. همچنین، از زیباییهای طبیعت مانند سرو و بهار برای توصیف معشوق استفاده میشود.
محتوا شامل مضامین عاشقانه و عرفانی عمیق است که درک آن برای نوجوانان کمسنوسال دشوار بوده و ممکن است نیاز به بلوغ فکری و عاطفی داشته باشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات به کار رفته ممکن است برای گروههای سنی پایین نامفهوم باشد.
شماره ۷۷۱ - نگاه گرم آتشپاره ای برد اختیار من
نگاه گرم آتشپاره ای برد اختیار من
بود در پنجه ی برق تجلّی، مشت خار من ۱
شکوه بحر را در قطره گنجایی نمی باشد
نمی دانم چه سان گنجیده جانان در کنار من ۲
جگرهای جراحت دیده را شور قیامت شد
سر زلفی به ناز افشانده گویی گلعذار من ۳
به از جرم محبت نیست جرمی عشقبازان را
به خونم دست و تیغی سرخ کن، زیبا نگار من ۴
به هر دل جلوه ای مستانه دارد سرو ناز تو
به هر سو یک جهان دیوانه داری، نوبهار من ۵
نگاهت در کمین دارد کدامین زار خونین دل؟
کمان ناز را زه کرده ای، عاشق شکار من ۶
حزین از روشنی با صبح محشر می زدی پهلو
اگر می بود زلفش را، غم شب های تار من ۷
بود در پنجه ی برق تجلّی، مشت خار من ۱
شکوه بحر را در قطره گنجایی نمی باشد
نمی دانم چه سان گنجیده جانان در کنار من ۲
جگرهای جراحت دیده را شور قیامت شد
سر زلفی به ناز افشانده گویی گلعذار من ۳
به از جرم محبت نیست جرمی عشقبازان را
به خونم دست و تیغی سرخ کن، زیبا نگار من ۴
به هر دل جلوه ای مستانه دارد سرو ناز تو
به هر سو یک جهان دیوانه داری، نوبهار من ۵
نگاهت در کمین دارد کدامین زار خونین دل؟
کمان ناز را زه کرده ای، عاشق شکار من ۶
حزین از روشنی با صبح محشر می زدی پهلو
اگر می بود زلفش را، غم شب های تار من ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۷۰ - بی تو چسان به سر برد جان امیدوار من؟
گوهر بعدی:شماره ۷۷۲ - ز درویشی بقا دارد دل روشن ضمیر من
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.