خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عارفانه از حزین لاهیجی، بیانگر عشق عمیق و فداکاری شاعر است. او از عشق بیپایان خود سخن میگوید و تأکید میکند که حتی در برابر سختیها و ناملایمات، از عشقش دست نخواهد کشید. شاعر از امید و تمنا برای وصال معشوق صحبت میکند و با وجود دانستن دشواریهای راه، همچنان به عشق وفادار میماند.
این شعر دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و استعارههای بهکار رفته در شعر نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه برای درک کامل دارند.
شماره ۶۷۳ - شمع سان شام غمت، منّت فردا نکشیم
شمع سان شام غمت، منّت فردا نکشیم
از سر کوی تو گر سر برود، پا نکشیم ۱
شعله ناچار بود آتش افروخته را
نتوانیم که آه از دل شیدا نکشیم ۲
منّت از دست و دل خویش کشیدیم، بس است
دم آبی به لب تشنه ز دریا نکشیم ۳
گر در خلد، به روی نگهم باز کنند
بی رُخت گردن مژگان به تماشا نکشیم ۴
ساقی، از شرب یهودانه سالوس چه فیض؟
خون حسرت به از آن باده که رسوا نکشیم ۵
گرچه دانیم که وصلت به تمنا ندهند
همچنان دست ز دامان تمنا نکشیم ۶
زنده از فیض سموم ره عشقیم حزین
منتی از دم جان بخش مسیحا نکشیم ۷
از سر کوی تو گر سر برود، پا نکشیم ۱
شعله ناچار بود آتش افروخته را
نتوانیم که آه از دل شیدا نکشیم ۲
منّت از دست و دل خویش کشیدیم، بس است
دم آبی به لب تشنه ز دریا نکشیم ۳
گر در خلد، به روی نگهم باز کنند
بی رُخت گردن مژگان به تماشا نکشیم ۴
ساقی، از شرب یهودانه سالوس چه فیض؟
خون حسرت به از آن باده که رسوا نکشیم ۵
گرچه دانیم که وصلت به تمنا ندهند
همچنان دست ز دامان تمنا نکشیم ۶
زنده از فیض سموم ره عشقیم حزین
منتی از دم جان بخش مسیحا نکشیم ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۷۲ - لعل تو مسیحا شد، بیمار چرا باشم؟
گوهر بعدی:شماره ۶۷۴ - ای غاشیهٔ شوق تو بر دوش نگاهم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.