خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از جستوجوی حقیقت، تلاش برای یافتن نور در تاریکی، و فداکاری برای رسیدن به کمال سخن میگوید. شاعر از رنجهای کشیده شده، از دست دادنها و تلاش برای پرواز به بلندیها میگوید و تأکید میکند که گاه هنر و کمال، از نگاه دیگران پنهان میماند.
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از اشارات مانند 'پیمانه ز خون جگر خویش گرفتیم' ممکن است برای کودکان نامناسب باشد.
شماره ۶۲۱ - راه از همه سو بر خبر خویش گرفتیم
راه از همه سو بر خبر خویش گرفتیم
در سنگ، فروغ شرر خویش گرفتیم ۱
تا خیره ز نورش نظر مهر نگردد
در گرد یتیمی گهر خویش گرفتیم ۲
هرگز نگرفته ست رگ ابر ز دریا
این بهره که از چشم تر خویش گرفتیم ۳
همّت نکشد دردسر منّت صندل
این بود که ما ترک سر خویش گرفتیم ۴
پرواز بلندی ست پر همّت ما را
گردون به ته بال و پر خویش گرفتیم ۵
کالای کمال است که معیوب نظرهاست
عبرت به جهان از هنر خویش گرفتیم ۶
ساغر نستانیم حزین از کف ساقی
پیمانه ز خون جگر خویش گرفتیم ۷
در سنگ، فروغ شرر خویش گرفتیم ۱
تا خیره ز نورش نظر مهر نگردد
در گرد یتیمی گهر خویش گرفتیم ۲
هرگز نگرفته ست رگ ابر ز دریا
این بهره که از چشم تر خویش گرفتیم ۳
همّت نکشد دردسر منّت صندل
این بود که ما ترک سر خویش گرفتیم ۴
پرواز بلندی ست پر همّت ما را
گردون به ته بال و پر خویش گرفتیم ۵
کالای کمال است که معیوب نظرهاست
عبرت به جهان از هنر خویش گرفتیم ۶
ساغر نستانیم حزین از کف ساقی
پیمانه ز خون جگر خویش گرفتیم ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۲۰ - از دیده ی دل پرده ی پندارگرفتیم
گوهر بعدی:شماره ۶۲۲ - غافل دمی از جذبهٔ صیّاد نگردیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.