خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که به موضوعاتی مانند عشق، دل، رنجهای عشقی، و ارتباط با معشوق میپردازد. شاعر از دل به عنوان مرکز عشق و رنج یاد میکند و به مفاهیمی مانند صبر، فتح دل، و قدردانی از جور معشوق اشاره دارد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات به رنج و درد عشق نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۶۱۵ - حاجت اگر بری، در دولتسراست دل
حاجت اگر بری، در دولتسراست دل
محرم اگر شوی، حرم کبریاست دل ۱
فتح دل شکسته میسر شود تو را
در عرصهٔ دو کون، مظفر لواست دل ۲
تا زخمهای سینه بدوزم، دماغ کو؟
تا داغ عشق را بشمارم کجاست دل؟ ۳
کو آن زبان که جور تو را آورد سپاس؟
آمد میسر از ستم ات هر چه خواست دل ۴
برگ سمن حجاب ز شبنم نمی کند
ای گل، به پاک دیدگی ما گواست دل ۵
سودای عشق مایه ی نقصان نمی دهد
افزود بر بضاعت اشک، آنچه کاست دل ۶
مست سماع معنی بیگانه ام حزین
تا با زبان خامه مرا آشناست دل ۷
محرم اگر شوی، حرم کبریاست دل ۱
فتح دل شکسته میسر شود تو را
در عرصهٔ دو کون، مظفر لواست دل ۲
تا زخمهای سینه بدوزم، دماغ کو؟
تا داغ عشق را بشمارم کجاست دل؟ ۳
کو آن زبان که جور تو را آورد سپاس؟
آمد میسر از ستم ات هر چه خواست دل ۴
برگ سمن حجاب ز شبنم نمی کند
ای گل، به پاک دیدگی ما گواست دل ۵
سودای عشق مایه ی نقصان نمی دهد
افزود بر بضاعت اشک، آنچه کاست دل ۶
مست سماع معنی بیگانه ام حزین
تا با زبان خامه مرا آشناست دل ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۱۴ - شدم ز توبهٔ بی صرفه در بهار خجل
گوهر بعدی:شماره ۶۱۶ - هرگه به یادش از جگر افغان برآورم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.