خلاصه و ردهبندی سنی
18+
این شعر عاشقانه و غنایی، با استفاده از تصاویر زیبا و استعارات پیچیده، احساسات شاعر را نسبت به معشوق بیان میکند. شاعر از خجالت آفتاب از زیبایی معشوق، ناکامی در عشق، و پوچی زندگی سخن میگوید و از شراب و طبیعت برای بیان احساسات خود استفاده میکند.
این شعر دارای مفاهیم عاشقانه پیچیده و استعارات ادبی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک دارد. همچنین، اشاره به شراب و مفاهیم مرتبط با آن ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامناسب باشد.
شماره ۶۱۲ - زهی ز صبح بناگوشت آفتاب خجل
زهی ز صبح بناگوشت آفتاب خجل
ز خط غالیه سای تو، مشک ناب خجل ۱
به دل خیال تو آمد شبی و منفعلم
که میزبان شود از کلبهٔ خراب خجل ۲
دلم ز وعده بر آتش فکندی و رفتی
نگشت آن لب میگون ازین کباب خجل ۳
حیات یک دمه هم صرف پوچ شد چو حباب
کسی مباد ز عمر سبک رکاب خجل ۴
به روی ساقی گلچهره چون نظر فکنم؟
مرا که توبه، نمود از رخ شراب خجل ۵
ز پشت پا نظر از شرم بر نمی دارد
شده ست نرگس از آن چشم نیم خواب خجل ۶
سحر به باغ چنان این غزل سرود حزین
که گشت بلبل گوینده در جواب خجل ۷
ز خط غالیه سای تو، مشک ناب خجل ۱
به دل خیال تو آمد شبی و منفعلم
که میزبان شود از کلبهٔ خراب خجل ۲
دلم ز وعده بر آتش فکندی و رفتی
نگشت آن لب میگون ازین کباب خجل ۳
حیات یک دمه هم صرف پوچ شد چو حباب
کسی مباد ز عمر سبک رکاب خجل ۴
به روی ساقی گلچهره چون نظر فکنم؟
مرا که توبه، نمود از رخ شراب خجل ۵
ز پشت پا نظر از شرم بر نمی دارد
شده ست نرگس از آن چشم نیم خواب خجل ۶
سحر به باغ چنان این غزل سرود حزین
که گشت بلبل گوینده در جواب خجل ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۱۱ - عشق اگر یار شود از اثر زاری دل
گوهر بعدی:شماره ۶۱۳ - ای از رخت مشاطه را، صد چشم حیران در بغل
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.