خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی است که به توصیف عشق الهی و تأثیر آن بر روح و جان انسان میپردازد. شاعر با استفاده از استعارهها و تصاویر زیبا، عشق را به عنوان نیرویی فراتر از محدودیتهای دنیوی معرفی میکند که میتواند روح را به پرواز درآورد و به کمال برساند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و استعارههای پیچیده است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند عشق الهی و سیر و سلوک عرفانی نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۶۰۰ - زلف پریشان نهد، سلسله بر پای عشق
زلف پریشان نهد، سلسله بر پای عشق
بندد گر کوته است، از پر عنقای عشق ۱
دایرهٔ آسمان، زاویهٔ خاکدان
تنگ تر از نقطه ای ست در بر پهنای عشق ۲
چاکتر از جیب ماست سینهٔ سینای دل
پاکتر از چشم ماست، دامن صحرای عشق ۳
هان تو که بر ساحلی پهن و فراغت نشین
کشتی ما خورده است، لطمهٔ دربای عشق ۴
مغز تو در میکده، این همه مخمور چیست؟
هان که قدح می دهد، ساقی صهبای عشق ۵
لوح سخن گستری از خط شیرین لبان
کرده به نامم رقم، کلک شکر خای عشق ۶
خامه خمش کن حزین ، این غزل مولوی است
شادی جانهای پاک دیده دلهای عشق ۷
بندد گر کوته است، از پر عنقای عشق ۱
دایرهٔ آسمان، زاویهٔ خاکدان
تنگ تر از نقطه ای ست در بر پهنای عشق ۲
چاکتر از جیب ماست سینهٔ سینای دل
پاکتر از چشم ماست، دامن صحرای عشق ۳
هان تو که بر ساحلی پهن و فراغت نشین
کشتی ما خورده است، لطمهٔ دربای عشق ۴
مغز تو در میکده، این همه مخمور چیست؟
هان که قدح می دهد، ساقی صهبای عشق ۵
لوح سخن گستری از خط شیرین لبان
کرده به نامم رقم، کلک شکر خای عشق ۶
خامه خمش کن حزین ، این غزل مولوی است
شادی جانهای پاک دیده دلهای عشق ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۹۹ - نگردد غرق طوفان کشتی بی لنگر عاشق
گوهر بعدی:شماره ۶۰۱ - یک مشت سفله مانده بجا از کرام خلق
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.