خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از حزین لاهیجی، بیانگر احساسات عمیق و دردهای عاطفی شاعر است. او از بیتوجهی معشوق، رنجهای روحی و بیاثری خود میگوید و با تصاویری مانند شمع و مرغ، به بیپناهی و تنهایی خود اشاره میکند. شاعر از معشوق میخواهد که حداقل یکبار به درد و دل او گوش دهد.
محتوا شامل مضامین عاطفی عمیق و برخی اشارات به رنج و درد است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر میباشد.
شماره ۵۷۳ - آیا همای تیر تو جوید نشان خویش؟
آیا همای تیر تو جوید نشان خویش؟
ما می زنیم قرعه به مشت استخوان خویش ۱
گردن بزن، بسوز، بکش، جسم و جان ز توست
چون شمع فارغیم ز سود و زیان خویش ۲
صد ره به من کشد دلت امّا چه فایده؟
یکبار بشنو از دل نامهربان خویش ۳
چون شمع بی اثر نبود سرگذشت من
حرفی بسنج از لب آتش زبان خویش ۴
یکبار هم به دست صبا می توان فشاند
بوی گلی، به مرغ کهن آشیان خویش ۵
با زلف، شانه را نکنی آشنا اگر
دانی چه می کشم ز دل بدگمان خویش ۶
ساکن مشو حزین که به بالین توست شمع
هویی بزن به بال و پر ناتوان خویش ۷
ما می زنیم قرعه به مشت استخوان خویش ۱
گردن بزن، بسوز، بکش، جسم و جان ز توست
چون شمع فارغیم ز سود و زیان خویش ۲
صد ره به من کشد دلت امّا چه فایده؟
یکبار بشنو از دل نامهربان خویش ۳
چون شمع بی اثر نبود سرگذشت من
حرفی بسنج از لب آتش زبان خویش ۴
یکبار هم به دست صبا می توان فشاند
بوی گلی، به مرغ کهن آشیان خویش ۵
با زلف، شانه را نکنی آشنا اگر
دانی چه می کشم ز دل بدگمان خویش ۶
ساکن مشو حزین که به بالین توست شمع
هویی بزن به بال و پر ناتوان خویش ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۷۲ - آمد شبی به خوابم، آن ماه پرنیان پوش
گوهر بعدی:شماره ۵۷۴ - کرده ام خاک در میکده را بستر خویش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.